مرغک بیچاره
-
تاریخ: 1390/11/7 ساعت: 1:27
هیچی ازم نمونده ای خدا تا کی باشم ازش جدا؟ امروز و فرداست که بمیرم خدایا من به دام دلتنگی اسیرم دگر نای گریه ندارم تا کی بغضهایم را بفشارم؟ الهی پشت و پناهش باش این است زیبا ترین دعایم سازم شکسته و این خانه سوت و کور است صدایم هم گرفته آخ که ساز هم بی فایده ست نمیدانم حکایت این سقف و دیوار چیست؟ پشت...
ترس
-
تاریخ: 1390/11/5 ساعت: 18:37
مي ترسم از نگاه سرد از اين روزهاي رفتني يادت مي آد چقدر ميگفتي با مني؟ مي ترسم از دستت بدم يا خسته شم بزارم برم ميترسم از اين همه سايه از اجلي كه پا به پامه مي ترسم از حسي كه داره مي ميره براي بودن عشق يه جورايي داره جون مي ده ميترسم از دنياي تو از اين سكوتي كه نمي زاره حتي بشنوم صداتو ميترسم از هوا...
عشق
-
تاریخ: 1390/11/5 ساعت: 15:21
گاه چون مادری دردل میخزد وزهرخودرا آرام میریزد گاه یک روز تمام چون کبوتری برهرپنجره ات کزمیکندوخرده نان میچیند گاه ازدرون گلی خواب آلود بیرون میجهد وچون یخ نمی برگلبرگ آن میدرخشد وگاه حیله گرانه تورا ازهرآنچه شاداست و آرام دورمیکند گاه درآرشه ی ویولونی مینشیند ودرنغمه ی غمگین آن هق هق میکند وگاه زما...
ساز
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
دربهارزندگی باتوبودن برایم سازگیتاریست"که میگویددرپس هرنابهنجاری باید زیست"دراین کوچ نابسامان پرستوهای دلدراین همه جیغ وفریادبیصدای کوه"کاش میشددل به دریاسپردوموجها راشمرد"کاش میشد خیال مردن رابه فرداسپرد"دنیاوصد افسوس که توخورشیدی ومن بی نورم"ببخش نمیدانستم درفکرتو من مثال یه کوهم"امیدی برای من نیس...
بنویس
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
بنویس با خط ریز ازسردی خاطره هام ازاین دل بهونه گیر"بنویس همیشه یادمی تاقیامت درکنارمی.بنویس با رنگ مشکی جزمن نداری عشقی"بنویس زقلبی خسته که محتاج درمان یه درده"نزاربگم دلم گرفته یه بغض کهنه توگلوم نهفته"میدونی الان چندروزگذشته اماصدات هنوز از یادم نرفته"گفتی میای فردای من به جون هردومون از این امرو...
بانو
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
صدایم کن صدای تو آرامش خیال است بانو"صدایم کن که دراین دنیای هیچ و پوچ همه رهگذریم واهل کوچ"بانوی شهرآواز من باتوزندگی رو میکنم آغاز"بانوی من چشام نبینه روزی که زیرچشمات نمه"الهی بمیره برای توهرچی غمه"چادرشب نمازتوبگیربادنبره کنارپنجره ازشدت انتظار خوابت نبره"خبردادم به قاصدک گفتم:قسم به نازکم همین ...
...
-
تاریخ: 1390/11/13 ساعت: 17:58
دیوانه بودن رادوست دارم چون تمام دغدغه یک دیوانه شادی ست وغم دردلش جایی ندارد"عاشق بودن رادوست دارم چون درآغازش عشق وپایانش مرگ است"زندگی رادوست دارم چون بهانه خوبی برای باتوبودن است ودرآخرخدایی رادوست دارم که تورا آفریدتامن بتوانم امیدی به لحظه هایم .فردایم وحتی آینده ام داشته باشم.
تولد
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
امروزواسم یه روزخوبه الهی غم وغصه دوربمونهامروز روزیه حس تازهامروزتولدیه مردخاصهمردی که آرزوی من پشت ستاره های دنباله دارهامروزتولدیه عشق پاکهعشقی که عمقش خیلی بیشترازیه چاههامشب آسمون به افتخارتورنگی شدهلباس مشکیشو ببین چه رنگی شده؟خداکنه بارون بیادتااشکامونبینیشایدباورت نشه اماخیلی برام عزیزی.این ...
پندلقمان حکیم به فرزندش
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
فرزندم هزارحکمت آموختم که ازآن چهارکلمه آموختم که جامع کلمات است.دوچیزراهرگزفراموش نکن:۱خدارا ۲مرگ رادوچیزراهمیشه فراموش کن :۱به کسی خوبی کردی ۲کسی به توخوبی کردواماچهارکلمه دیگر...به مجلسی واردشدی زبان نگه دار.به سفره ای واردشدیشکم نگه دار.به خانه ای وارد شدی چشم نگه داروبه نمازایستادی دل نگه دار.
...
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
افسانه ی باتوبودن شده برام یه خواهشکاش میدیدی خسته ام ازاین همه نیایشتوی شهرشلوغ دل هردوی ماحرفی ازقانون نبودتوفکرماچیزی جز رسیدن به گنج قارون نبودعشقمون چه زودپرکشیدورفتقیدمن تو هرچی احساس بود و زدجدایی ماغیرممکن بودمثل طلایی که بشه سفیدهیچ وقت حتی توخیالم پرنمیزدکه بهم بگی بمیرغروب عشق من وتو به س...
سرگذشت
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
مینویسم تابدها بنویسندسرگذشتم رادرکتابها گل سرخ گذربود و گذشت آنچه درسرنوشت ماگذشته بودسالهادرسکوت حقیرانه ی خودچه صادقانه زیستیمچه بساالان بخاطراشکهایمان سرتاپاخیسیمکه میتوانست درآن زمان تلخی را معنا کندبرای داشتن خوشبختی خداخدا کندعمرخوشبختی ماکوتاه بودگذرگه عالم اماچه بیوفابودآشیانه یمان راساختیم...
اولين بار
-
تاریخ: 1390/11/4 ساعت: 22:25
روي صندلي کلاس نشسته بودم درست يادمه اون زنگ رو زبان داشتيم راستش چنددقيقه اي که از زنگ گذشت شروع کردم واسه بادوستام حرف زدن وموشک انداختن به اين ور و اون ور آخه من عادت ندارم سرکلاس ساکت بشينم دوست دارم فقط شيطوني کنم!دبيرزبانمون هم ازاونايي بودکه خيلي زوداز کوره درميرن،اول خواست بخاطرشلوغ کردنام م...